کانون موسیقی پرشین بلاگ

این وبلاگ از مجموعه وبلاگ های گروهی فنز پرشین بلاگ‌ (باشگاه هواداران پرشین بلاگ‌) می باشد.

موتسارت
نویسنده : بهزاد صادقی - ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸٥
 

"به نام خدای سزاوار  پرستش"

"ولفگانگ آمادئوس موتسارت"

 

"تولد1756" مرگ 1791 "

يکی از شگفت ترين کودکان اعجوبه تاريخ در سالسبورگ اتريش زاده شد شش ساله بود که می توانست کلاوسن و ويولون می نواخت فوگ بداهه سازی می کند ، منوئه بنويسد و با يک نگاه هر اثری را به خوبی نت خوانی کند هشت سال داشت که سمفونی نوشت در يازده سالگی يکاوراتورطو آفريد دوازده ساله بود که که نخستين اپرايش را ساخت موتسارت تا پيش ازنوجوانی آثاری چندان آفريده بود که برای اعتبار بخشيدن به آهنگ سازی با سه برابر سن او کفايت می کرد پدرش موسيقی دان درباری بود که اشتياقی آگاهانه برای به نمايش گذاشتن  استعداد او داشت و به همين منظور راهی سفرهای دور دراز می شد حدود نيمی از دوران شش تا 15 سالگی موتسارت در سفر به اروپا و انگلستان گذشت او در وين برای ملکه ماريا ترازا در ورسای در حضور لوئی پانزدهم در لندن برابر جورج سوم و در ميانه راه سفرهايش برای شمار انبوهی از اشراف به نوازندگی پرداخت در سفرهايش به ايتاليا اين مجال برایش فراهم آمد که به مطالعه سبک اپرايی رايج بپردازد و بر آن احاطه يابد سبکی که بعدها آن را به گونه ای درخشان و عالی به کار گرفت. طنز تراژيک زندگی موتسارت آن بود که او بيشتر به عنوان پسرکی اعجوبه از تحسين برخوردار شد تا در مقام يک موسيقيدان بزرگسال در اين مورد ؛ تقصير تا اندازه ای از تربيت و منش او بود ، وابستگی کامل او به پدرش در خردسالی ، برايش مجال اندکی باقی گذاشت تا خود رشته امور زندگيش را در دست گيرد . حتی در بيست و دو سالگي گه برای مستقل شدن و سامان گرفتن به پاریس رفت مادرش نیز همراه او راهی شد یکی از پاريسی ها درباره او گفته است : بسيار نيک سيرت است و نه چندان  که بايد کاردان به سادگی فريب می خورد و به آنچه می تواند او را به کاميابی برساند چندان توجهی ندارد .

موتسارت در 5 دسامبر 1719 اندکی پيش از فرا رسيدن سی و ششمين سالروز تولدش بر اثر تب روماتيسمی در گذشت در روز خاکسپاری او يکی از روزنامه های وين چنين نوشت : آثار او که همه جا مورد علاقه و ستايشند گواه بر عظمت و نيز نشانگر لطمه جبران ناپذيری هستند که هنر شکوهمند موسيقی با مرگ او متحمل شده است .


 
 
ويژگی موسيقی رمانتيک
نویسنده : بهزاد صادقی - ساعت ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸٥
 

به نام خدای سزاوار پرستش

ويژگی موسيقی رمانتيک :

 

موسيقی رمانتيک تاکيدی بی سابقه و خود نگاری و سبک شخصی دارد چايکوفسکی درباره سمفونی چهارمش چنين نوشته است :

"حتی يک ميزان هم نبوده است که به راستی آن را حس نکرده باشم و بازتاب درونی ترين احساساتم نبوده باشد "

بسياری از آهنگسازان رمانتيک آثاری آفريده اند که از نظر کيفيت صوتی يکتا و بازتاب شخصيت آن هاست . روبرت شومان گفته است " طولی نمی کشد که شوپن نخواهد توانست قطعه ای بسازد که از ميزان هفتم يا هشتم آن مردم با صدای بلند بگويند " بی ترديد اين قطعه اثر اوست " و امروزه نيز با اندکی تجربه در شنيدن موسيقی دوستداران موسيقی در چند دقيقه و گاه حتی چند ثانيه آثار شومان ، شوپن ، چايکوفسکی يا برامس از يکديگر باز می شناسد .


 
 
دوره رمانتيک در موسيقی
نویسنده : بهزاد صادقی - ساعت ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸٥
 

"به نام خدای سزاوار پرستش "

دوره رمانتيک در موسيقی :

 

از حدود 1820 تا 1900 به درازا کشيده است فرانتز شوبرت روبرت شومان ، کلارا ويک شومان و غيره ..............

بر جسته ترين آهنگسازان رمانتيک بوده اند طولانی بودن اين فهرست که نام برخی از آهنگسازان مهم در آن نيامده است گواه بر غنا و تنوع موسيقی رمانتيک و دليل بر رسوخ و برپايی آثار اين دوره در رپرتوار کنسرت و اپرای امروزی است .

آهنگسازان رمانتيک استفاده از فرم های موسيقايی  دوره کلاسيک پيشين را ادامه دادند شور و هيجان مفرط موسيقی رمانتيک بيش از آن در آثار موتسارت به ويژه در آثار بتهوون که بر آهنگسازان بعدی تاثير فراوان گذاشت نيز ديده می شود ملودی بيانگر و آواز گونه مطلوب آهنگسازان رمانتيک نيز از سبک کلاسيک سر بر آورد . با اين همه تفاوت های فراوان ميان موسيقی رمانتيک و کلاسيک وجود دارد گرايش آثار رمانتيک به بهره جستن به گستره پهناورتری از رنگ صوتی ديناميک و زير و بم است . همچنين واژگان رمانتيک ، هارمونيک گسترده و تاکيد آن بر آکوردهای رنگارنگ و ناپايدار بيشتر است . موسيقی رمانتيک با ديگر هنرها به ويژه ادبيات رابطه تنگاتنگ تر  برقرار می کند در اين موسيقی فرم هايی تازه شکل گرفت که در تمام آنها تنشی بيشتر و تاکيدی کمتر بر توازن و رسيدن به سکون وجود داشت اما موسيقی رمانتيک چنان گوناگون و گسترده است که تعميم هر تفسيری به تمام آثار اين دوره می تواند گمراه کننده باشد برخی از آهنگسازان رمانتيک مانند مندلسون و برامس آثاری آفريده اند که ريشه در سنت کلاسيک دارد  و آهنگسازانی مانند برليوزولسيت و واگنر انقلابی تر بوده اند .


 
 
يوزف هايدن
نویسنده : بهزاد صادقی - ساعت ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۳ اسفند ۱۳۸٥
 

به نام خدای سزاوار پرستش

 

يوزف هايدن (1809_1732 ) نخستين آهنگساز کلاسيک در روستايی کوچک در روهرو در اتريش زاده شد پدرش چرخ ارابه می ساخت و هايدن کوچک تا شش سالگی جزء آواز های عاميانه که پدرش دلبسته خواندن آنها بود و نيز رقص هايی روستايی که هنگام جشن و سرور در گوشه کنار زادگاهش برپا می شد چيزی از موسيقی نمی شناخت . ( اين تماس اوليه با موسیقی عاميانه بر سبک آينده او تاثير گذاشت ) طولی نکشيد که اشتياق فراوان او را به موسيقی دريافتند . در 8 سالگی به وين رفت تا در زمره پسران آواز خوان کليسای سن اشتفان در آيد در آنجا گر چه صدای دلنشين او مورد توجه قرار گرفت اما هيچ امکانی برای تحصيل آهنگسازی و هنر نوازندگی برایش فراهم نيامد و هنگامی که صدای خوشش را از دست داد او را بدون يک شاهی پول از سن اشتفان روانه گوشه خيابان کردند .

او درباره اين دوره چنين گفته است و نوشته است " با تدريس موسيقی به بچه های 7_8 ساله به زحمت می توانستم زنده بمانم "

آن سالها او در تقلای آن بود که فن آهنگسازی را پيش خود بياموزد و همزمان به هر کاری که می توانست از جمله نوازندگی ويولون در گروه محبوب نوازندگان خيابان وين که اسباب سرگرمی و تفريح شبانه مردم را فراهم می کرد می پرداخت .

هايدن گرچه خود را اسير شغلش حس می کرد اما بعدها در توصيفی خردمندانه از وضعيت خود چنين گفت : آنجا نه فقط دلگرم به اقبال و پذيرش مداوم بودم بلکه در مقام رهبر ارکستر می توانستم تجربه کنم و در يابم که چه چيز سبب تقويت جلوه ای صوتی می شود يا آن را تضعيف می کند و به اين ترتيب می توانستم به دلخواه خود ترکيب سازها را بهبود ببخشم آن ها را تغيير دهم و ساز هايی را خذف يا اضافه کنم از دنيا دور افتاده بودم کسی نبود که فراموشش کند وادار شده بود که اصيل و خود ساخته شود "

هايدن رهياب سبک کلاسيک در تکامل بخشيدن به سمفونی و کوارتت زهی پيشرو بود . موتسارت ، بتهوون هر دو از سبک او تاثير پذيرفته بودند موسيقی هايدن مانند شخصيت او سرزنده و بی پيرايه و بازتاب بينشی مثبت و سلامت است .

هايدن در سال 1809 به هنگام اشغال وين توسط ارتش ناپلئون در هفتادو هفت سالگی در گذشت مراسم ياد بود او گويای شن و اعتباری است که به آن دست يافته بود که ژنرال های فرانسوی و گارد احترام فرانسه در اين مراسم به مردم وين پيوسته بودند .


 
 
موسيقی مجلسی
نویسنده : بهزاد صادقی - ساعت ۱:۱٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ اسفند ۱۳۸٥
 

موسیقی مجلسی در دوره کلاسیک:

 

موسیقی مجلسی  در دوره ی کلاسیک نه برای اجرا در یک تالار کنسرت که برای اجرا در خلوت اتاق (مجلس) خانه یا قصر طرح و ساخته می شد این موسیقی را گروه کوچکی شامل دو نوازنده _ یک نوازنده برای هر خط اجرایی_ می نواختند . موسیقی مجلسی در قیاس با موسیقی ارکستری کلاسیک بافت صوتی شفاف تر و سبک تری دارد . در دوره کلاسیک نزد نجیب زادگان یا افراد طبقه متوسط مرفه ، نواختن موسیقی مجلسی با دوستان یا گماردن نوازندگان حرفه ای برای سرگرم کردن مهمانان پس از شام مرسوم و متداول بود .

موسیقی مجلسی لطیف و خودمانی بود ولی باید همان قدر که مایه لذت شنونده می شد خوشایند نوازندگان نیز قرار می گرفت نوازندگان مجلسی گروهی بودند که هر عضو آن نقش اساسی و سهمی مهم در اجرای مواد تماتیک داشت.

به همین سبب در این گونه موسیقی دادو ستد مواد موسیقایی ( تم ها ، موتیف ها ، و فیگورها ) میان ساز ها بیشتر است .

اجرای موسیقی مجلسی کلاسیک نیازی به رهبر ارکستر ندارد در عوض هر نوازنده می باید نسبت به جریان موسیقی حساس و هوشیار باشد و دینامیک و جمله بندی خود را با دیگر نوازندگان همخوان کند .گروه همنوازان مجلسی از این نظر به یک گروه کوچک جاز شباهت دارد . مهم ترین فرم موسیقی مجلسی کلاسیک کوارتت زهی است اثری برای دو ویولون یک ویولا و یک ویولونسل .

هایدن، موتسارت، بتهوون  برخی از مهم ترین آثار خود را در غالب این فرم آفریده اند کوارتت زهی را می توان با گفتگوی چهار فرد سر زنده حساس و هوشمند قیاس کرد . به این ترتیب شگفت آور نیست که بدانیم  ، کوارتت زهی در دورانی تکامل یافت که فن آداب و گفتگو اغلب هنری ظریف و مهم شمرده می شد .

کوارتت زهی مانند سمفونی به طور معمول 4 موومان دارد .1_ تند 2_ کند 3_ منوئه یا اسکرتسو 4_ تند .

دیگر فرم های محبوب موسیقی مجلسی کلاسیک عبارتند از سونات ویولون پیانو _ تری پیانو ( ویولون، ویلونسل و پیانو )  کویینت زهی ( دو ویولون ، دو ویولا ، دو ویلونسل )

امروزه نیز مانند سده هیجدهم ، موسیقی مجلسی بیشتر توسط نوازندگان آماتور اجرا می شود .