کانون موسیقی پرشین بلاگ

این وبلاگ از مجموعه وبلاگ های گروهی فنز پرشین بلاگ‌ (باشگاه هواداران پرشین بلاگ‌) می باشد.

" نوروز " هدیه ی نوروزی استاد کوروش یغمایی به مردم ایران زمین
نویسنده : بهزاد صادقی - ساعت ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٦ اسفند ۱۳٩۱
 

روزکهنه می رود ، روز نو می شود. خجسته جشن نوروز برای تو هم میهن دلبندم فرخنده باد. با آرزوی اینکه فردای روشن تری از دیروز پیش رویمان باشد.

یک رای ناگهانی وخیال انگیز که دو ماه پیش در مورد کاندید شدن ترانه نوروز برای هدیه نوروزی به مردم نجیب و مهربان ایران ، درزیبا کنار شمال به سر من زد و همچنین ماجراهای پی درپی و نابسامانی های بدون پیش بینی که دراین ده سال برای آلبوم ملک جمشید اتفاق افتاد ، مرا به یاد دشواریهای هفت خوان رستم این نامی ترین پهلوان حماسی و ملی ما ایرانیان با لقب تهمتن ( دارنده تن نیرومند) انداخت .
باتوجه به این نکته جالب که درخوان چهارم ، رستم در نقش یک نوازنده و خواننده ظاهر می شود و باترانه خود جادوگر پیر را فرامی خواند ، این انگیزه ای شد برای من که این سرگذشت ده ساله رادر هفت خوان (وادی – خانه ) گونه گون برایتان بنویسم ، چون می دانم خواندن و آگاهی ازاین هفت خوان لازم و پند آموزاست .


  ... و اما ماجراهای هفت خوان ملک جمشید امیر چین ، یه روز کرد اسب خود را زین ...

ترانه نوروز اثر کوروش یغمایی :.: Kourosh Yaghmaei - Nourouz

خوان اول: «نوذر»
بعدازظهر یک روزسرد زمستانی برای دیداروگرفتن شعربرای ترانه ای تازه به خانه نوذر پرنگ درکرج رفته بودم. می دانستم خانه مال او نیست . این خانه مال خواهر مجردپزشکش بودکه ازاین ابر مرد فرهنگی وادبی ایران نگهداری می کرد.  خانم دکتر درب رابرویمان باز کردندومن وارد شدم . پس از چاق سلامتی با نوذ ر روبروی هم نشستیم وکلی خندیدیم وحال کردیم. پس از مدتی نوذر این هنرمند و دانای بی جانشین ، که به گفته دکتر شفیعی کدکنی « ادعای شاعری نداشت ولی شعرناب ازاوتراوش می کرد  » ودرآن روزبسیاربیمار و لاغرهم بود، ازروی مبل بزرگی که همواره چهارزانوروی آن می نشست وکمتر پایین می آمد ، بلند شد و درسکوتی مرموزانه یک کاغذ راکه بادستخط خود آنرا تا آخر و بسیار ریز نوشته بود به من داد. شعربسیاربلندی بود بنام «دخترشاه پریون» . شعر را گرفتم و سپاسگزاری کردم وبلافاصله آنراسرسری خواندم .
بیشترشبیه سفرهای سندبادو.. بود. بریده بودم ودرهمان حال هم عاشق سینه چاک آن شده بودم .اما می دانستم کاری است کارستان .
شعررابرایتان می نویسم .

 

 


درخط چهارم شعر یک خط خوردگی هست ، که انگیزه آن بسیار جالب است . ماجرا این است که زمانی که کار آهنگسازی برروی شعر را آغاز کردم ، متوجه یک مشکل جدی برای ملک جمشید و
اسب او در بیابان شدم . پس از هماهنگی با نوذر به کرج وخانه او رفتم . درخانه تنها بود (ایشان همواره تنها بود و خواهر مجرد پزشک ایشان ازاو نگهداری می کرد که درآن ساعت درمحل کار
خود بود) استاد روی همان مبل بزرگ چهار زانو نشسته بود ، با خنده به اوگفتم : شما فکر می کنید ملک جمشید و اسبش تنها و در بیابان برهوت چهل روز زنده می مانند؟ ایشان بلافاصله نگاه معنی 
داری بمن کرد و گفت : شعر را بده ببینم . شعر رابه او دادم و ایشان با دستخط خود چهل روز را به ده روز کاهش داد و گفت : ده روز کافیست . در راه بازگشت به خانه خیالم کاملا آسوده بود.

خوان دوم : « ملک جمشید»
هنگام بازگشت به خانه ، در راه باخود می اندیشیدم ، این چه شعری بود که تو برای ترانه خریدی ؟ این شعر هزار بالا و پایین دارد و مانند یک فیلم سینمایی هرآن به رنگی درمی آید. آیامی توانی ازپس آن برآیی؟ بهرروی ، پس ازگذشت یکسال کارپیوسته برروی این شعر ، درآغازگروه بندی شعروشناخت موزیک درپیوند باآن در 9 فرم گوناگون از انواع هندی ، راک ، بلوز ، وهمی ، ریتمیک ، بزمی ، رزمی ،
جنونی (چون ملک جمشید درآخراز عشق دختر مجنون می شود) و حتا استفاده از موزیک رقص های روستایی و.... و ارکستراسیون آن ها برای ارکسترهای گوناگون وهمچنین گونه گون کردن شعر با
موزیک در خور خود و بالاخره خواندن شعر بر روی موزیک ، آنهم در اتاق کار بدون آکوستیکم ( که بدلیل آمدن صدای اتومبیل های بیرون به اتاق ، فقط چند ساعت درسکوت نیمه شبها انجام می شد) و بدون صدابردار که پشت میز کامپیوتر برای رکورد داشته باشم ، تنها و تنها بوسیله خودم پایان گرفت . کاربه این صورت بود که درآغاز دگمه ضبط را می زدم و بدون درنگ پشت میکروفن که درچند متری بود می دویدم و می خواندم. دوسال از آغاز کارگذشته بود و کارپایان یافته بود و من دوستی عمیقی با ملک جمشید پیدا کرده بودم .
بنابراین تصمیم خودم راگرفتم و نام ترانه را از« دختر شاه پریان » که ملک جمشید را مجنون کرده بود به « ملک جمشید» آرتیست اصلی ماجرا تغییر دادم. هرچه بود من و ملک جمشید امیر چین دو سال دوستانه باهم زندگی کرده بودیم .


خوان سوم : «مجوز شعر»

رسم براین است که برای گرفتن مجوزیک آلبوم درآغازبایدهمگی اشعار آن تصویب شود تا پس از آن ترانه ها برای گرفتن مجوز موزیک پذیرفته شوند.ما هم درآغاز اشعار آلبوم رافرستادیم . یادم رفت بشما بگویم دراین آلبوم خوشبختانه از نوذر پرنگ دو شعرخوانده شده ، یکی ملک جمشید و دیگری شعر بی همتای « سفر » .کمی بعد گفتند که یکی از شعرها ردشده . ای بابا کدام شعر؟ ماکه شعر بد را دستکم می فهمیم و آنرا درگوش جامعه فریاد نمی زنیم . ما که می دانیم اولین کسی که راجع به شعرگفتگو کرده ارسطو بوده وجز معنا حتا وزن و قافیه راهم ازخصوصیات شعر نمی دانسته واینکه واژه شعرعربی است و همان دانستن است و ... و وقتی نام شعر رد شده را بمن گفتند پاسخی بجز حیرت نداشتم . آن شعر، شعر نوذر پرنگ بود. هنگامی که به شخصی که این شعر را رد کرده بود گفته بودند هیچ می دانی شعری که رد کرده ای از نوذرپرنگ است ، کاغذ های در دستش را بزمین ریخته و با دو دست به سرش کوبیده بوده . نتیجه اخلاقی : شعر رد شده توسط همان شخص در یک چشم برهم زدن مجوزگرفت .
من چقدر خوشحالم!!!!
دردسرتان ندهم، پس ازگذراندن این مرحله کارشناسی شعر!!!!! خود آلبوم به اتاق موزیک (شورای موسیقی) رفت . دراین سی و چهار سال گذشته من فقط هفت یا هشت سال اجازه کار آنهم تنها درحد تهیه آلبوم داشته ام و بقیه سال ها از نظر آن ها ممنوع الکار(بیست وهفت سال) بوده ام . اما واقعیت اینچنین نیست ، زیرا من درتمام این سالهای دراز در اتاقم کارکرده ام ، این آثار پخش نشده اند ولی در آرشیو من باقی می مانند و روزی پخش خواهند شد . زیرا من هیچگاه عمله طرب نبوده ام و نخواهم بود. باید بگویم که درچند باری که با شورای موسیقی سر و کار داشته ام ، خوشبختانه ، همه کارهایم بدون کوچکترین اشکال و دشواری از این خوان گذشته ، جای سپاس دارد.


خوان چهارم : «گرفتن شماره مجوز»
درست بیاد دارم صبح چهارشنبه سوری هشت سال پیش که اتفاقا آخرین روز اداری سال هم بود از مرکز سرود به خانه زنگ زده شد که برای گرفتن شماره مجوز بعد از ظهر به حراست مرکز مراجعه
کنم !!!! گرفتن شماره مجوز و مراجعه به حراست ؟ البته که جای شک داشت . بهرروی حدود ساعت سه بعدازظهر به مرکز و حراست آن رفتم. شخصی که به تازگی به آنجا منتقل شده بود درکمال احترام و شایستگی ماجرای ممنوع الکاری را به من تفهیم کرد . البته بنا به رسم همیشگی بصورت کاملا شفاهی و صد البته که من تفهیم نشدم .البته ایشان مامور بود و معذور (به باور من بجز در ارتش هیچ ماموری معذور نیست ) وقتی به این راحتی بگویند که موزیک و شعر و ارکستراسیون و هرآنچه که دراین آلبوم است وبه این مرکز مربوط می شود مجوز گرفته اما شما نمی توانید آن را پخش کنید  ، آنهم بدون دادن هیچگونه نشانه یا دلیل یا پایه واساس ویا حتا بهانه ای!!!!! ، درآن دم به ناگاه دانستم که همه آگاهیهای دانشگاهی و مکاتب فلسفی از (بقراط تا افلاطون و از ارسطو تا اگوست کنت تا اسپنسر و دکارت و از کانت تا هایدگر) و همچنین به آن اضافه کنید همه تجربه هاو تواناییها ...درزمینه موزیک دراین محل (وزارت فرهنگ وارشاد ) پشیزی ارزش ندارد و کاری ازپیش نمی برد . برعکس آنطور که روشن است ، این ها گویا در تضاد با این محل هم می باشد. درست مانند این است که من در طبقه پنچم آپارتمانم در آپارتمان های آرین پشت پنجره ایستاده باشم و یک کشتی بادبانی از جلوی چشمان من عبور کند و من ابدا شگفت زده نشوم . شاید روز چهارشنبه سوری گزینش شده بود که از همان ساعت کشور برای هر گونه واکنشی تعطیل شده بود . شاید هم ما نمی فهمیدیم و در این خوان باهیچ مشکلی روبرو نبودیم . و همه چیز آرومه!!!! و باید می رفتیم خانه و مثل بچه آدم می خوابیدیم تا دشواری خود بیاید و ما را پیدا کندو بگوید : من آمده ام !!!!!!! به خوبی بیاد دارم ، هنگام بازگشت به خانه ، در راه ، بچه ها چهارشنبه شنبه سوری را با سر و صدا آغاز کرده بودند و شادی می کردند ، و من با بهت  فکر می کردم : ترانه چهارشنبه سوری و نوروزی که مال شما بود چند دقیقه پیش توقیف شد و الان در حبس مرکز سرود است ومن با خود زمزمه می کردم : درخت از ریشه خشکیده است و من از اشک لبریزم  . ولی امروز خوشحالم که پس از سال ها به خواست خودم «نوروز» را از این طریق با تو شریک می شوم .

 


خوان پنجم : «گرفتارشدن ملک جمشید در تهران »

ملک جمشید تک و تنها در مرکز سرود بود و من بویژه شبها نگران اوبودم . ادارات شبها هراسناک می شوند . هیچ آدم زنده ای دراتاق ها وسالن ها نیست وسکوت سنگین وحشتناکی همه جا سایه

می گستراند . ازشما چه پنهان ما باهم در شبها و روزهای دو سال گذشته تله پاتی برقرار کرده بودیم.او بعد ازمدتی بمن فهماند که آقاجان چه نشسته ای . من دراین جا هستم و می بینم که مجوزها به چه راحتی گرفته می شود. تو باید کسی راپیدا کنی که اهل فن باشد ، بقیه اش مثل آب خوردن است . گفتم آخر ای مرد نسبتا محترم ، تو اگر مرا می شناختی این حرف را نمی زدی . من اگر اهل این کارها بودم الان اینجای کار نبودم و تو هم آنجا نبودی . آدم اهل فن راهم دارم ، خوبش راهم می توانم پیدا کنم . اما نمی خواهم خود را آلوده این کارها کنم . تو برو بدنبال کار خودت و نجات خودت از آن جا ... دراین جا به یاد شیوه و راه و روش زندگی ابوریحان بیرونی و ابن سینا دو فیلسوف ایرانی بی نظیر در جهان افتادم ، که هر دو هم تقریبا اهل بخارا بودند. هنگام حمله محمود غزنوی ، ابوریحان وزیر او می شود ودرتاراج و قتل عام هند با محمود سفر می کند و در دربار او می ماند. اما ابن سینا برای فرار ازمحمود غزنوی و نرفتن به غزنین پایتخت محمود سال های سال فرار می کند و به دربدری می افتد. ابن سینا درقرن چهارم این کار پسندیده را کرد و امروز مرا وادار به نوشتن آن کرد و مرا ناگزیر از آن کردکه بخشی ازشعری از زنده یاد « حسین منزوی » را که سالها پیش برروی آن کارکردیم و تاکنون پخش نشده رابرایتان بنویسم .

 

مراباخاک می سنجی ، نمی دانی که من بادم
نمی دانی که درگوش کرافلاک فریادم
نه رودی سربه فرمانم ، که سیلابی خروشانم
که از قید مصب و بستر و سر منزل آزادم
گهی تنگ است دنیایم ، گهی درمشت گنجایم
فرو مانده است عقل مدعی ، در کار ابعادم
برای شب شماری ، چوب خط روزها کافی است
جز این دیگر چه کاری هست با ارقام و اعدادم
گهی با کوه بستیزم ، گه ازکاهی فرو ریزم
به حیرت مانده حتا آنکه افکنده است بنیادم



ازآن هنگام هشت سال می گذرد. نه آن هنگام و نه تا کنون نفهمیده ام چرا و برچه پایه ای . هیچکس هم توضیحی نداد (حتا شفاهی). دراین هشت سالی که گذشت ، همواره باخود اندیشیده ام که اگر چنین است و صدای من نباید شنیده شود چرا رادیو و خواهر کوچکترش  « سیما » برخی آثار مرا ، حتا آثار قبل از انقلاب را بصورت گزینشی ، آنهم با تکه پاره کردن آثارم و ادیت های کاملا ناشیانه و
آماتوری و حتا بدون بردن نام من در شبکه های خود پخش می کنند . مگر این ها صدای من نیستند. آنهم بدون کوچکترین اجازه ای از صاحب اثر یعنی خود من ؟؟؟؟
اینچنین بود که ملک جمشید در تهران گرفتار شد.


خوان ششم : « رفتن ملک جمشید به کانادا برای پرش با دانیل »
از شگفتیهای روزگار اینکه ملک جمشید توانست خود را به کانادا برساند. سال پیش به ناگاه خبر دادند که چه نشسته ای ملک جمشید و اسبش درکانادا هستند . پیش خود گفتم این به هرحقه وکلک و ترفندی که بوده خود را نجات داده . حالا یا اسب او را نجات داده یا اینکه او اسب را هم نجات داده.حتما مدتی بعد خبر دیگری می رسد و آن اینکه ملک جمشید زبان فرنگی هم یاد گرفته !! ازشوخی گذشته بسیارخوشحال شدم و آگاه شدم که نزدیک به یک سال است که دانیل آدیر  درامر باند نیکل بک  که یکی از برجسته ترین درامر های جهان است مشغول نواختن ریتم های آلبوم ملک جمشید است. این کار تا چند هفته دیگر تمام می شود.


خوان هفتم : «صدابرداری نهایی وآماده سازی برای ارایه به بازار»

و اما پایان ماجرا . نزدیک به دو ماه گذشته ، ترانه نوروز را با کمی تغییرات جزیی فقط درصدابرداری موزیک و البته تغییرات اساسی در اورتور آهنگ در جایگاه یک هدیه نوروزی برای همه مردم ایران زمین گزینش کردم . نزدیک به یک ماه در زیباکنار برروی این آهنگ کار کردم . سپس ترانه را با اتوبوس روانه تهران کردم . کامیل آن را از راننده اتوبوس گرفت و به کاوه رساند. و کاوه مشغول صدا برداری آن است .حالا نزدیک دو هفته است برای پیگیری کار از زیباکنار به تهران دودآلود آمده ام تا به اتفاق کامیل کار را تمام کنیم  وآن را هدیه می کنم به سرزمین پاکم ایران و پیشگاه همه مردم ایران که عاشقانه دوستشان دارم حیف شد که نوذر رفت چون فرهنگ ایران یک سرچشمه فرهنگی اش را ازدست داد ، اما هرگز فراموش نکنیم ، نوذر به هنگام مرگ تنها بود و خانه نداشت . خوب شدکه نوذر رفت ، چون هفت خوان را ندید ، وندید که چه بلایی بر سر ملک جمشیدش آوردند.
نوذر ، ملک چمشید را سرود و پروراند و بدست من داد و هزاران افسوس که خود رفت و من را با هفت خوانی که پیش رویم بود تنها گذاشت ... او ، روی میل بزرگی دو زانو و گاهی هم چهار زانو درست روبروی من نشسته است . این همواره آخرین تصویری است که از آن بعدازظهر سرد زمستانی در کرج در خانه اش از این مرد دانا بیادم می آید. تا ایران هست نام او درفرهنگ و ادب این کشور جاودان
خواهد ماند.
یاد شعری ازفردوسی می افتم که :


به یزدان که ما گر خرد داشتیم           کجا این سرانجام بد داشتیم

کورش یغمایی


شناسنامه ترانه «نوروز» یکی از ترانه های آلبوم ملک جمشید :

کورش یغمایی  : آهنگساز، آرایش سازها(ارکستراسیون) ،لید گیتار، خواننده
سعید دبیری : شاعر
ساتگین یغمایی  :  همخوان
نیلوفر فرزند شاد  :  کرال
کاوه یغمایی  :  کیبورد  ،  صدابرداری
باسپاس از کامیل یغمایی برای آماده کردن این کار

 

********************

دریافت ترانه ی " نوروز" اثر استاد کوروش یغمایی

(سرور 1، لینک مستقیم)

دریافت ترانه ی " نوروز" اثر استاد کوروش یغمایی

(سرور 2 ، لینک کمکی)

کوروش یغمایی - نوروز
www.YaghmaeiMusic.com

 
 
هموطن تسلیت ...
نویسنده : بهزاد صادقی - ساعت ٩:٠٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩۱
 

وقوع زلزله در استان آذربایجان شرقی و کشته و زخمی شدن تعدادی از هموطنان عزیزمان موجب تاسف و تاثر گردید.

آرزو میکنیم که وسعت صبر هم میهنانمان به اندازه ی دریای غمشان باشد ...

 

کانون موسیقی پرشین بلاگ

مرداد 1391

 

زلزله آذربایجان شرقی - مرداد 1391

 

زلزله آذربایجان شرقی - مرداد 1391


 
 
نوروز و سال نو خجسته باد
نویسنده : بهزاد صادقی - ساعت ۸:۱٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱ فروردین ۱۳٩۱
 

بهار بهترین بهانه برای آغاز و آغاز بهترین بهانه برای زیستن است ...

آغاز بهار بر شما مبارک

نوروز ۱۳۹۱

کانون موسیقی پرشین بلاگ


 
 
ترجمه مقاله ی Spectrum Culture (طیف فرهنگی) – اختصاصی تیم یغمایی موزیک
نویسنده : بهزاد صادقی - ساعت ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۸ آذر ۱۳٩٠
 

شالوده راک اند رول سرکشی و لجام گسیختگی است ، اما می توان گفت که این چیزی برای رویاروئی با والدینیست که مصرّانه می گویند تنها جای مناسب برای تمرین کردن یک گیتاریست که خودش را وقف این کار کرده و می خواهد در میان ملتی که در این آشفته بازار هنگامه ای جنجالی برپا کرده اند ، اعتراض خود را به گوش ها برساند، گاراژ خانه است. کورش یغمایئ، یک موزیسین با استعداد مادرزادی است. هنگامیکه در سال ۱۹۷۰ اولین آلبومش را منتشر کرد دانشجوی دانشگاه بود. اولین آهنگی که خواند “گل یخ” بود که یک آهنگ پاپ آرام بود که زمینه ای نشاط انگیز و همراه با تم پیانوی آرام داشت. این آهنگ موفقیتی شاخص بود و یغمائی از این فرصت استفاده کرد تا نسخه تازه ای از موزیک راک را با موسیقی سرزمین خودش تلفیق دهد و مانند یک عاشق توانست این مهم را آغاز کند. برای این کار به گروه های موسیقی دهه ۶۰ مانند “دورز” و “کینگز” بطور مشخص توجه کرد . این کار تا سال ۱۹۷۹ (انقلاب) ادامه داشت. یغمائی از اجرای برنامه و ضبط موسیقی محروم شد و این ممنوعیت سالها ادامه داشت.
برای چند دهه تصور میشد موسیقی او به ابدیت پیوسته اما معلوم شد که یغمائی با تعصب از آهنگ های خود حمایت کرده است. بسیاری از آنها اکنون در (Back From the Brink) جمع آوری شده که عنوان موسیقی راک اند رول پیش از انقلاب ایران را برخود دارند. این موسیقی از طریق دو سی دی و سه صفحه بزرگ (یا مجموعه خاصی که تولید مجدد و دقیق آهنگ های ۷ اینچی اصلی هستند) به دنیا ارائه شده است. این موسیقی از همان نوع است که می توان در آهنگ های “رؤیای مه آلود” جورج هریسون پس از زیاده روی در “چای ساعات خواب آلود” یافت. کورش عاشق این گروه ها بود و تمامی موسیقی او به وضوح ارتباط جسورانه با مبدا و منشاء، یعنی این گروه های راک را، بیان می کند. سازهای ایرانی همراه با گیتار و ارگ ودرامز که به گوش غربی ها آشناست در مجموع کیفیتی مسحور کننده بوجود آورده است. بسختی می توان این احساس را از خود دور کرد که این ها همان صداهائی هستند که سایر گروه ها دنبال کرده و در آلبوم هائی با بسته بندی زیبا و با وسواس ارائه می دادند.
بخشی از هدف انتشار این آلبومها روشن ساختن دگرگونی های تدریجی بود که یغمائی تجربه کرده بود. یغمائی آهسته اما با قاطعیت بیش از پیش بخود مطمئن شد که می تواند ژانرهای غیرمتجانس مختلف را در هم ذوب کرده و ترکیبی شنیدنی ایجاد کند. “جحم خالی” با صدای خیلی بلند غرش رعد و برق آغاز و سپس صدای زمزمه گونه و سکر آور یغمائی به عنوان خواننده بگوش می رسد و اینطور تصور می شود که او دائماً حالتی اغوا کننده دارد. سپس فضا برای گیتار بلوزگونه و زیرکانه باز می شود. مانند بسیاری از آهنگ ها کیفتی اکتشافی دارد، و این احساس را الغاء می کند که انگشت ها در هنگام نواختن آن نت ها می دانسته اند چه باید بکنند. تنها در چند مورد از این آهنگ ها می توان گفت که تحت تأثیر موسیقی جاز بوده اند اما ردپای سایر ژانرها، و خلاقیتی که با الیاف احساسات در هم تنیده شده اند، نیز مشاهده می شود.
بیش از دو ساعت موسیقی (Back From the Brink) بیش از آن طولانی است که بتوان بی وقفه روی آن تمرکز کرد. درحالیکه تصور می شود این موسیقی برای آرام ساختن هیپی ها ساخته شده، مواقعی می رسد که تصور می کنید موقعیت خوبی برای شنیدن یک لالائی دلنشین بوجود آمده است. در حالیکه به نظر می رسد او بیشتر به نواحی دیگر موسیقی سرک می کشد، در آهنگ های دهه ۷۰ زمینه ای از طفره رفتن از اینگونه موسیقی دیده می شود که میتوان نمونه آن را در “انتظار” و یا دوری جستن از موسیقی وهم انگیز کلاسیک رادیو ای ام در آهنگ “کی تو میای” جستجو کرد. هرچه کیفیت آلبوم بهتر می شود، نه فقط از نظر آن لحظات غافلگیر کننده، بلکه به دلیل عمقی که در پیش زمینه فرهنگی خود کورش وجود دارد، در مقایسه باز هم طنین بیشتری به گوش می رسد. این گذرگاه ها هستند که (Back From the Brink) را چیزی فراتر از یک موسیقی آرشیوی معرفی می کند که اهمیتی حیاتی دارد. این آلبومی ست که تک تک آهنگ هایش شا یسته توجه است.

نوشته : دان سیگر
ترجمه : استاد کامران دبیری
با تشکر از : دکتر شاهرخ دبیری

مطلب اختصاصی برای تیم یغمایی موزیک www.yaghmaeimusic.com

بهزاد صادقی

spectrumculture.com


 
 
ترجمه ی بخشی از مقاله لوس آنجلس تایمز – اختصاصی تیم یغمایی موزیک
نویسنده : بهزاد صادقی - ساعت ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۳ آبان ۱۳٩٠
 

چگونه قبل از انقلاب موزیک راک در ایران اجرا میشد
انتشارموزیک در دهه ۱۹۷۰توسط کورش یغمائی نشان از روحیه ای عالی و جستجوگر دارد.
امروزه تصورش مشکل است اما پیش از انقلاب در میانه دهه ۱۹۷۰ در ایران دورانی وجود داشت که موسیقی پاپ رواج داشت قهرمانی گیتار به دست که شانه به شانۀ جیمی هندریکس و جیمی پیج برنامه اجرا می کرد. انقلاب ۱۹۷۹ ممنوعیت کار کردن بسیاری از هنرمندان را به دنبال داشت.
شرایط هشدار دهندۀ موزیسین های فعلی ایرانی خود یکی از انگیزه های انتشار آلبومی شده است که پایه و برچسب لس آنجلسی دارند.
برچسب کمپانی Now Again روی آلبوم “Back from the Brink” از کورش یغمایی دیده می شود که بازگشتی به Psychedelic Rock )راک خیال انگیز(در سالهای ۱۹۷۳ و ۱۹۷۵ می باشد که به یکی از بهترین مجموعه های گردآوری شده گیتاریست برجستۀ ایرانی، کورش یغمائی تعلق دارد. این آلبوم مبین نمونه ای از فرهنگی عالی و جستجوگر، یعنی نقطۀ تلاقی شرق و غرب ، است و نتیجه ، حیرت برانگیز، روح نواز و به شدت تاثیرگذار ازکار درآمده است.
این جسارت از طریق تجارب نوازندگی گیتارکورش که به طور گسترده پخش می شد آغاز شد.
او درآلبوم “Back from the Brink” از گروه های ونچرز، بیتلز، رولینگ استونز و باب دیلن به عنوان اولین کسانی نام می برد که آثار آنها را می پسندیده. کورش که تحت تاثیر موسیقی سنتی ایران قرار داشت نسلی منحصر به فرد و نژادی مخلوط از موسیقی به وجود آورد و آمیزه ای از نغمه های کلاسیک و آموزش های اولیه خود (او در آغاز نواختن سنتور را فرا گرفت) با آلات موسیقی کاملا غربی پدید آورد. او و گروهش سازهایی همچون گیتار باس، گیتار الکتریک و درامز، که با ریتم راک اند رول نواخته می شد را در بر گرفتند و فضایی معنادار و تاثیرگذار به وجود آوردند.
تصویر کورش در اذهان ایرانیان همواره با گیتار الکتریک همراه است و این تصویر معادل همان تصویرجیمی هندریکس در ذهن نوجوانان غربی است. پوستر کورش در اتاق اکثر مردم و بویژه جوانان دیده می شد. اوآواهای موسیقی ایرانی را با تم موسیقی راک درآمیخت و نتیجه بسیار با ارزشی به دست آورد. کاری که ارائه شد بسیار دوست داشتنی بود.کورش (بیش ازهر موزیسین ایرانی دیگر) نماینده اربابان ریشوی خودستای راک بود.

کورش در ایران ماند و با وجود محدودیت های دولت ایران و مجازاتها به فعالیت خود ادامه می دهد. مارجلی می گوید: پس از انقلاب موسیقی پاپ به طور کلی ممنوع اعلام شد. اکنون این ممنوعیت به شدت سابق نیست.
کاوه، فرزند کورش که در ونکوور کانادا به فعالیت در زمینۀ موسیقی مشغول است می گوید: “یکی از مهمترین اهداف پدرمن به وجود آوردن ارتباطی بین موسیقی ایران و بقیه دنیا از طریق مدرنیزه کردن موسیقی ایرانی است. انتشار آلبوم “Back from the Brink” با برچسبی غیر ایرانی و قدردانی از کوشش های او بعد از سه دهه نه تنها برای شخص کورش مهم است بلکه برای هر هنرمندی که می خواهد برای همیشه درپس ابرها نماند ، حائز اهمیت است”.

نوشته جسیکا هاندلی
ترجمه : استاد کامران دبیری
با تشکر از : دکتر شاهرخ دبیری

مطلب اختصاصی برای تیم یغمایی موزیک

بهزاد صادقی

مدیر تیم یغمایی موزیک www.yaghmaeimusic.com

LA Times


 
 
شهرداد روحانی برای همیشه از ایران رفت...
نویسنده : بهزاد صادقی - ساعت ۱:۱٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳۱ امرداد ۱۳٩٠
 

همه چیز کاملا عادی و معمولی به نظر می‌رسید.
رسانه‌ها در بوق و کرنا کرده بودند که بلیت‌های ارکستر سمفونیک تهران در کوتاه‌ترین زمان ممکن به فروش رفته و حتی بازار سیاه آن‌ هم به راه افتاده است. مسئولین انجمن موسیقی هم در اظهار نظرهای مختلف سعی داشتند موفقیت‌های اجرای این ارکستر را به رهبری شهرداد‌ روحانی بزرگ و بزرگ‌تر جلوه دهند تا رسانه‌ها زوم بیشتری روی این اتفاق داشته باشند.

همه چیز به خیر و خوشی در حال برگزاری بود ولی تاخیر نیم ساعته آخرین اجرای این ارکستر در تالار وحدت زمزمه‌هایی را سر زبان‌ها انداخت. زمزمه‌هایی که آن روز‌ها هیچوقت تائید نشد ولی به مرور و با گذشت چند ماهی از آن برنامه، آرام آرام آن شایعات، به واقعیت نزدیک و نزدیک‌تر شدند تا بالاخره خبر رسید که شهرداد روحانی در اعتراض به عدم پرداخت حقوق شش ماه اخیر نوازنده‌ها ارکستر سمفونیک و ناراحتی از برخی برخورد‌های غیر حرفه‌ای ، عطای کار کردن در ایران را به لقایش بخشیده و برای همیشه از ایران رفته است.



حاضران در سالن وحدت وقتی با دست زدن‌های ممتدشان خواهان شروع برنامه‌ای بودند که قرار بود ساعت ۹ شروع شود و با گذشت حدود نیم ساعت، خبری از ورود اعضای گروه و رهبر آن نبود. بی‌خبر از آنکه در پشت صحنه برنامه و در اتاق «بک استیج» خبرهایی است.


همه نوازنده ساز‌هایشان را جمع کرده بودند و متفق القول تصمیم گرفته بودند که تا حقوق عقب افتاده‌شان را نگیرند روی سن نخواهند رفت. اوج تراژیک ماجرا بخشی بوده که خود شهرداد روحانی هم در جمع آن‌ها گفته که اگر فکر می‌کنید با این روش می‌توانید حقتان را بگیرید، من هم از شما حمایت می‌کنم و تا آخرش هم با شما هستم!

* بزن به سیم آخر
یکی از نوازنده‌های قدیمی ارکستر سمفونیک در مورد آن روز می‌گوید: «آن شب همه دیگر به سیم اخر زده بودند. قرار بود آن شب و قبل از اجرای آخر پول ما را بدهند ولی هیچکس حتی حرف و توضیحی هم دیگر نمی‌داد. انگار وظیفه ما بود که برویم و اجرا کنیم و هیچ نگاه مالی‌ای هم به کارمان نداشته باشیم. ماجرا وقتی به گوش آقای روحانی رسید ایشان بسیار ناراحت شدند و در جمع گفتند که به خواسته‌های همه احترام می‌گذارند و از این تصمیم حمایت می‌کنند. فشار عصبی عجیبی روی همه بود و همین باعث شده بود که دیگر همه به سیم آخر بزنند. مدیر انجمن موسیقی هر لحظه چیزی می‌گفت و سعی می‌کرد بچه‌ها را راضی کند که بروی سن بروند ولی بچه‌ها دیگر تصمیمشان را گرفته بودند. دست آخر هم صحبت‌های «ارسلان کامکار» باعث شد که بچه‌ها کوتاه بیایند و با یک تاخیر نیم ساعته بروی سن حاضر شوند. هر چند بعدا از اینکه از موضع مان کوتاه آمدیم پشیمان شدیم. چون تا همین امروز که نزدیک شش ماه از عید گذشته ما هنوز هیچ پولی به جز پول اجرای عیدمان را دریافت نکرده‌ایم!

* عید بی‌عید!
یکی دیگر از نوازنده‌های ارکستر سمفونیک در مورد همه اتفاقات حاشیه‌ای می‌گوید: «عید امسال را کل بچه‌های ارکستر، قید مسافرت و عیدشان را زدند و تمام وقت به تمرین پرداختند. تمرین برای برنامه‌ای با عنوان «جشن نوروز باستان» که حتی خود آقای احمدی‌نژاد هم بابت آن اجرا تشکر کردند. پول آن اجرا را تازه یک ماه پیش به ما دادند و جالب است بدانید وقتی پول اجرای شش ماه پیش را به ما می‌دادند، تازه با ما قرارداد منعقد کردند! پس از شش ماه، بالاخره ما برای آن‌ها جدی شده بودیم و جالب‌ترین بخش قرارداد بستن دوستان هم جایی بود که برگ دوم قرارداد را هم به ما ندادند تا مبادا علیه‌شان استفاده کنیم! پول آن برنامه را یک ماه پیش به ما دادند تا به قولی دهان ما را برای حقوق اجراهای اخیر ببندند!

* جنجال برای ۵۰۰ هزار تومان؟!
اما تحقیقات خبرنگار ما در مورد میزان حقوق دریافتی نوازنده‌های ارکستر سمفونیک نشان داد که متوسط دریافتی یک نوازنده برای ساز زدن در ارکستر سمفونیک حدود ۵۰۰ هزار تومان است که البته برخی نوازنده‌های با سابقه دریافتی شان حدود ۷۰۰ الی ۸۰۰ هزار تومان است که در مقایسه با اعداد و ارقامی که کنسرت‌های ارکستر سمفونیک در آمد داشته، رقم ناچیزی به شمار می‌رود.

* ما با انجمن موسیقی طرفیم!
نوازندگان ارکستر سمفونیک اعتقاد دارند که آن‌ها نه با شخص خاصی، بلکه با ارگان به اسم «انجمن موسیقی» طرف حساب‌اند و از قرار معلوم این ارگان همه هزینه‌های ارکستر سمفونیک را باید از وزارت ارشاد تامین نماید که برخی ناهماهنگی‌ها باعث بوجود آمدن بدقولی‌هایی این چنینی شده است.

* هیچ جای دنیا با نوازنده جماعت این رفتار را نمی‌کنند

کار به جایی رسیده که رهبر جهانی ارکستر سمفونیک هم به واکنش وادار شود و در جمع نوازنده‌های گروه بگوید: من واقعا متاسفم. در هیچ جای دنیا ندیده بودم که با نوازنده‌های طراز اول یک کشور این چنین برخورد شود. این رفتار واقعا برای من هم تاسف آور است...

* خون رنگین‌تر نوازنده‌های خارجی
اوضاع وقتی شکل ناخوشایند تری می‌گیرد که نوازنده‌های ارکستر اعتقاد دارند که اگر بحث نبود بودجه و کسری اعتبار است چرا حقوق نوازنده‌های ارمنستانی‌‌ همان روز اول پرداخت می‌شود؟: «حقوق نوازنده‌های ارمنستانی بدون کوچک‌ترین تاخیری به حسابشان واریز شده ولی وقتی به ما می‌رسد هیچ بودجه‌ای در حساب انجمن موسیقی وجود ندارد!»

* فرار کردیم!

آرمین قیطاسی از نوازنده‌های شناخته شده در کشور است که در چهار دوره پیاپی جشنواره موسیقی رتبه اول بخش رقابتی را از آن خود و گروه‌اش کرده است. او هم جزو کسانی بود که در ارکستر سمفونیک ساز می‌زد ولی مدت زیادی طول نکشید که خبر رسید او و چند نفر دیگر به طرز مشکوکی از این ارکستر کنار گذاشته شدند. خود قیطاسی در این زمینه می‌گوید: «به قدری بی‌نظمی‌ها و ناهماهنگی‌های آنجا زیاد بود که ما فرار کردیم!. هیچ چیز سر جای خودش نیست و آقای روحانی هم فقط به واسطه شهرت و اعتبارش تحمل آن شرایط را می‌کرد. آخر سر هم که شنیده‌ام با آن وضع بد حضور و همکاری با ارکستر سمفونیک را‌‌ رها و از ایران رفته‌اند.»

منبع : www.radio-ap.com


 
 
انتشار مقاله ای در مورد کورش یغمایی در مجله اکو Echo magaznie
نویسنده : بهزاد صادقی - ساعت ۸:۳٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ امرداد ۱۳٩٠
 

مجله ی معتبر اکو (Echo Magazine) در شماره آگوست - سپتامبر خود اقدام به انتشار مقاله ای جالب در مورد کورش یغمایی و موسیقی ایران کرده که این مقاله رو می تونید اینجا ببینید  


Kourosh Yaghmaei in Echo Magazanie


 
 
آلبوم Back From the Brink کورش یغمایی ، آلبوم ماه جهان
نویسنده : بهزاد صادقی - ساعت ۸:٢۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ امرداد ۱۳٩٠
 

مجله ی MOJO که از نشریات معتبر موسیقی در جهان است ، آلبوم جدید کورش یغمایی (Back From the Brink) را بعنوان بهترین آلبوم جهان در ماه سپتامبر 2011 معرفی کرد .

در این چند روزی که از پخش رسمی Back From the Brink گذشته است ، این آلبوم بصورت گسترده در اکثر سایت های جهان بصورت قانونی در حال فروش می باشد و سایت های معتبر موسیقی در خصوص این آلبوم به بحث و گفتگو و ارائه مطلب پرداخته اند .

مجله MOJO که در همه شماره های خود به بزرگان موسیقی جهان می پردازد ، آلبوم را آلبوم ماه معرفی می کند و کورش یغمایی را در کنار بزرگان موسیقی جهان قرار میدهد که در واقع همیشه جایگاه ایشان بوده است .

افتخار دیگری که برای ایران و ایرانیان رقم می خورد ...

من به استاد کورش یغمایی ، خانواده هنرمند یغمایی و همه ایرانیان عزیز تبریک می گویم و در همینجا از ایشان سپاسگزارم که باز هم افتخاری برای ایران بدست آورد .

 

 

MOJO mag September 2011

آلبوم Back From The Brink کورش یغمایی برترین آلبوم ماه سپتامبر 2011


 
 
Kourosh - Back From The Brink (Now Again Records)
نویسنده : بهزاد صادقی - ساعت ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳ امرداد ۱۳٩٠
 

Kourosh - Back From The Brink

(Now Again Records)

آلبوم Back From The Brink حاصل دوسال زحمت شبانه روزی کورش یغمایی در ایران ، کاوه یغمایی در کانادا و آقای آلاپات و تیم ایشان در آمریکاست .

آلبومی که موفق به کسب عنوان آلبوم ماه از مجله معتبر موسیقی MOJO شده .

آثار کورش یغمایی بدلیل داشتن کلیه استانداردهای موسیقی ، آثاری ماندگار و ارزشمند برای موسیقی ایران و جهان است. موفقیت و جذابیت این آلبوم مهر تائیدی است بر این موضوع و فاخر بودن آثار کورش یغمایی این اسطوره ی موسیقی ایران .

این آلبوم برای برای دانشگاه ها و مراکز معتبر موسیقی جهان نیز برای تجزیه و تحلیل و بررسی ارسال شده .

موسیقی ایران باز هم با نام کوروش یغمایی بر قله های افتخاز می درخشد .

 

آلبوم به سه فرمت توسط شرکت Stones Throw تهیه و برای فروش در سایت قرار داده شده

فرمت 1 : آلبوم در 2 سی دی (2 CD)

فرمت 2 : آلبوم در سه ال پی (3 LP)

فرمت 3 : 8 تک آهنک در 4 صفحه (4x 7-inch box set) این 4 صفحه قبل از انقلاب در ایران نیز تهیه و پخش شده بود .

 

Pre-Revolution Psychedelic Rock from Iran: 1972–1979. Officially-licensed anthology.

IN THE STORE:
KOUROSH - BACK FROM THE BRINK 2 x CD
KOUROSH - BACK FROM THE BRINK 3 x LP
KOUROSH - BACK FROM THE BRINK 4 x 7-inch

Now-Again Records presents the Kourosh Yaghmaei anthology: Rre-Revolution Psychedelic Rock from Iran: 1972-1979. The only officially-licensed anthology.

Official release date: August 23, 2011.
Available now at Stones Throw.


Now-Again Records is proud to present Back from the Brink, the only legitimately licensed collection of the godfather of Iranian psychedelic rock, Kourosh Yaghmaei. Known within the Iranian diaspora simply by his first name, Kourosh’s Pre-Revolution recordings were thought lost after Islamic fundamentalists took control of Iran. They weren’t: Kourosh had protected them – along with key ephemera from the 70’s. Their collection here - spread over 2 CDs, 3 LPs and a 4x7” box set - bolstered by Kourosh’s first person recollections of Iran’s 70s rock scene and its death after the Revolution- tells the story of an driven artist’s desire to persevere in the face of terrible adversity.

Kourosh Yaghmaei and his brothers Kamran and Kambiz were amongst the few inspired Iranian musicians determined to change Tehran’s musical landscape in the late 60’s and early 70’s. The trio, armed with rented, second-hand instruments and records by The Ventures, The Kinks, The Doors, merged Western garage rock, psychedelia and Iranian folkloric music to create a sound unlike anything that came before them. Later, inspired by the unlikely duo of Elton John and James Taylor, Kourosh’s music took a sophisticated turn, and he churned out funky, progressive rock that is as imminently enjoyable as it is impossible to categorize.

His star on the rise was knocked off course by the Revolution, and its backdrop of Islamic fundamentalists burning record companies and harassing musicians. But while most Pre-Revolution musicians – including his brothers – fled Iran in 1979, Kourosh stayed, loyal to the country of his birth. He has suffered a performance and recording ban for twenty-two out of the last thirty-two years. Yet he remains stoic and resolved to continue bolstering Iranian musical tradition. Kourosh still lives in Tehran and is pleased that his story – and his glorious 70s recordings – will finally spread the world over. This essential piece of Iran’s musical history is accompanied in all formats by a full color book with extensive liner notes, never-before-seen photos and ephemera.

3formats: 3/LP, 2/CD, 4 x 7-inch box set ....

3/LP: 3 records housed in a 6-panel gatefold jacket and comes with an oversized 28-page book full of liner notes, full annotation, rare photos and ephemera. Note: CD version contains some songs not available on vinyl; text is in English only

2/CD: 2 discs in a hardbound 52-page book full of liner notes, full annotation, rare photos and ephemera. Note: CD version contains songs not available on vinyl; text is in English only

4x7” Box Set: Exact reproductions of the 4 picture-sleeve 7” singles Kourosh released before the Revolution, housed in a magnet-clasped box and comes with a 44-page book full of liner notes, full annotation, rare photos and ephemera. Note: text is in English only


 
 
آلبوم جدید کورش یغمایی Back From the Brink
نویسنده : بهزاد صادقی - ساعت ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٢ امرداد ۱۳٩٠
 

جدیدترین آلبوم پدرخوانده راک ایرن ، استاد کورش یغمایی ، با نام Back From the Brink با بهترین کیفیت از شرکت معتبر Stones Throw متعلق به آقای آلاپات در ایالات متحده آمریکا پخش شد .

این آلبوم شامل بهترن تک آهنگ های این اسطوره ی موسیقی ایران از سال 1973 تا 1979 (تا قبل از سال 1357) هست که با بهترین سیستمهای صدابردای در آمریکا پالایش و با بالاترین کیفیت در سراسر جهان پخش شده .

افتخار بسیار بزرگ دیگری که کورش یغمایی برای ایران عزیز به ارمغان آورد که این رویداد فرخنده رو به همه ایرانیان تبریک می گم .

هم اکنون این البوم در سایت شرکت Stones Throw  و همچنین سایت آمازون بفروش می رسه که از لینک های زیر می تونید وارد صفحه ی مخصوص این آلبوم ارزشمند بشید .

خرید 3LP از سایت شرکت Stones Throw

خزید 2CD از سایت شرکت Stones Throw

خرید CD از سایت Amazon

بهزاد صادقی

مدیر تیم یغمایی موزیک

 

**********

عکسها از سایت www.stonesthrow.com


 
 
← صفحه بعد